این آقایان سنی وقتی دیده اند که از پس منطق شیعه بر نمی آید شروع به حرفهای رکیک زدن کردند ولی دیدند فایده ای نداره و اخیرا به تهدید کردن می پردازند،قسمتی از یکی از این تهدیدات رو براتون می نویسم،خیلی جالبه((کثیف عوضی تا حالا آزارم به یک مورچه هم نرسیده ولی قسم میخورم اگه شناساییت کنم سرتو گوش تا گوش میبرم وفیلمش رو به همه شیعه های مشرک و پلید نشون بدم تا ...ون بچسبه زیر گلوشون ..... بی شعور.
سنی ها تو کتاباشون این اراجیف رو نمی نویسن و..........مشرک کثافت بخداوندی خدا گیرم بیای سرتو میبرم .....
{به علت حرفهای رکیک بعضی از قسمتهای این نظر سانسور شد} )) منطق سنی امروزی اینه!!!
حالا بزار این داستان رو هم بگم بعدا سرمو ببر
............
به ادامه مطلب مراجعه کنید
ببخشید چند روزی آپ نکردم،شرمنده امتحان داشتم،قسمت نظرات پست قبل رو که خوندم به یک نتیجه ای رسیدم که آقایان سنی از این سخنان سخت بر آشفته و بچه شیعه ها بی خبر از این جریانات.
دوستان عزیز شخصیت هر انسان در کلام و سخنان آن فرد است،تفاوت انسانها در کلام و رفتارهای انسان ها است،امروز می خوام در مورد یکی از سخنان عمر بن خطاب بحث کنم تا شما با سخنان این فرد که آقایان سنی مدعی هستند خلیفه مسلمین است آشنا شوید.
یک پوستر از این داستان آماده کردم که پیشنهاد می کنم حتما دانلودش کنید
به ادامه مطلب مراجعه کنید
چند روزی کاشان بودم برای امتحانات پایان ترم،یک اتفاقات جالبی هم افتاد که بعدا میگم ولی فعلا می خوام داستان چگونگی پیدایش عمر رو برای شما دوستان بگم.
قبل از شروع داستان باید بگم این داستان رو خود سنی ها قبول دارن ولی اعتقاد دارند که در زمان جاهلیت این کارها مشکل خاصی نداشته و عرف جامعه بوده.
این داستان رو از کتاب بحار الانوار جلد ۳۱ باب مطاعن عمر (لع) ص ۹۹ و ۱۰۰ نقل می کنم:
(( عبدالمطلب را کنیزی بود حبشیه بنام صهاک،که بعضی از شتران وی را می چرانید و چون بد کاره و فاحشه بود،روزی غلامی....
به ادامه مطلب مراجعه کنید